شادی چیست

شادی چیست؟ و چی نیست؟ راهنمای رسیدن به شادی

فهرست مطالب

اگه همیشه سعی می‌کنی شاد باشی، بهتره با شادی خداحافظی کنی! درست مثل تمام لحظاتی که با تمام توان خودت سعی می‌کنی خونسرد باشی، و در واقع اصلا خونسرد نیستی! شادی چیست؟ تو این مطلب مفهوم شادی رو باز و درباره‌ش بحث می‌کنیم.

شادی مثل همه احساسات دیگه است، سعی نکن اون رو مثل پول، یاد گرفتن نواختن یه ساز یا نقاشی کردن به دست بیاوری. این احساس تو فرآیند کارها و تو گذر زمان به تو دست خواهد داد، البته اگه همه چیز سر جای خودش باشه. همه چیز سر جای خودش بودن به معنی خوب پیش رفتن همه چی تو زمین و زمان نیست، دقیقا به معنی برداشت صحیح تو از احساس شادی هستش!

اگه قرار باشه ازت بپرسیم شادی چیست و دقیقا معادل چه چیزهایی هست و معادل چه چیزهایی نیست، پاسخ تو چی خواهد بود؟

وقتی از دست بچه‌ پر سروصدای همسایه‌ خشمگین می‌شوی، از خودت نمی‌پرسی: «آیا من عصبانی هستم؟» یا «آیا کار درستی می‌کنم؟» تو عصبانی هستی و داری اون حس خشم رو تجربه می‌کنی؛ درست مثل شادی. شادی احساسی نیست که بشه اون رو خرید یا به دست آورد، بلکه عوارض جانبی تجربه‌هایی هست که تو زندگی داریم.

وقتی تمام جنبه‌های دیگر زندگی رو متعادل کنی، شادی رو هم به دست خواهی آورد.

شادی لذت بردن نیست؛ حتی لذت داشتن ماشین آخرین مدل!

بیشتر افرادی که در جستجوی شادی هستن، اون رو با لذت اشتباه می‌کنن؛ با لذت‌هایی مثل غذای خوب خوردن، ماشین جدید خریدن، مهمونی گرفتن، ماساژ گرفتن و کلی لذت خوشایند دیگه.

لذت بردن عالیه اما معادل شادی نیست؛ به شادی مرتبطه ولی دلیل اون نیست. یه نفر ممکنه از استعمال مواد مخدر هم لذت ببره اما آیا لزوما این کار به شادی ختم می‌شه؟

تحقیقات دانشمندها نشون می‌ده افرادی که انرژی خودشون رو صرف لذت‌های سطحی و مادی می‌کنن در نهایت مضطرب‌تر، احساساتی‌تر، ناپایدارتر و تو بلندمدت کمتر خوشحال هستن.

لذت رو می‌شه سطحی‌ترین شکل رضایت از زندگی و در عین‌حال آسان‌ترین اون حساب کرد؛ اما چیزی که ما بهش نیاز داریم فراتر از لذت نهفته.

شاد بودن به معنی کاستن از میزان انتظارات و خواسته‌ها نیست

این روزها مهم‌ترین دلیلی که برای شاد نبودن مردم بیان می‌شه، بالا بودن سطح خواسته‌هاست؛ کمتر بپوش، کمتر بخور، بیخیال شو و خلاصه کمتر زندگی کن تا شادتر باشی! اما به نظر من باید اعتبار بیشتری برای زندگی مردم قائل بود.

شاید تجربه‌ش رو داشتی، اگرنه تصور کن:

«دوستی داری که اخیرا یک کسب‌وکار بزرگ راه انداخته و تمام پس‌انداز خودش رو تو اون سرمایه‌گذاری کرده، اما شکست می‌خوره. می‌خنده و از اینکه تجربه‌ جدیدی تو راه شغل و کسب‌وکار مورد علاقه‌اش به دست آورده، خوشحاله.»

تعجب نکن، قطعا به سرش نزده! او از خود، شغلش و تواناییش، انتظار پایینی نداشته اما تونسته به خوبی به گذشته نگاه کرده و به توانایی‌های خودش افتخار کنه. اگه اینجوری نبود تا ابد بابت شکستی که تو زندگی حرفه‌ای خودش خورده، ناراحت می‌بود.

شکست به ما یاد می‌ده که برخی از انتظارات ما با شادی در تضاد نیست؛ استدلال اینه که توانایی «درست شکست خوردن» و درک تجربه‌ی اون، از اساس شاد بودن هستش.

بیا از یه زاویه دیگه هم این داستان نگاه کنیم: «ناراحتی» به معنی داشتن انتظار حقوق بالا و «شادی» قانع بودن به حقوق بخورونمیر نیست! پاسخ شادی چیست و اون چیزی که به ما شادی می‌ده، دونستن قدر حقوق فعلی و تلاش کردن برای افزایش اون هستش.

از بالا بردن خواسته‌های خودت نترس، به روند درستی که پیش گرفتی، ادامه بده. مطمئن باش اگه زمین اطرافت ترک می‌خوره، قراره از اون گیاه زیبایی رشد کنه!

شادی چیست؟ مثبت گرایی؟

احتمالا تو هم چند نفر آدم سوپرشاد می‌شناسی! همون‌هایی که بدون در نظر گرفتن شرایطی که توش هستن، همیشه دارن می‌خندن؛ حتی اگه تو یه ذهنیت کاذب باشن.

مثبت‌اندیشی خوبه اما انکار احساسات منفی می‌تونه به احساسات منفی عمیق‌تر، طولانی مدت‌تر و حتی اختلال عاطفی منجر بشه. اگه لحظات منفی زندگی خودت رو بپذیری، تو زندگی احساسات پایدارتری خواهی داشت.

متأسفانه رسانه‌ها مثل تلویزیون هم این تفکر رو بیشتر رواج می‌دن و خندیدن و شادی به هر قیمتی رو به عنوان یه ارزش معرفی می‌کنن! اگه تنبلی، درس نمی‌خونی و نمی‌خواهی کار کنی، بی‌دلیل شاد نباش؛ لطفاً تنبلی رو کنار بگذار!

شادی روند تبدیل شدن به خود ایده‌آل است

دویدن تو مسابقه ماراتن، ما رو از خوردن یه تیکه کیک شکلاتی خوشحال‌تر می‌کنه. رشد و موفقیت فرزندمون از بردن تو یه بازی کامپیوتری خوشحال‌کننده‌تره و شروع یه کسب‌وکار کوچیک با دوست‌ها و تلاش برای پول درآوردن، ما رو از خریدن یه اکسسوری دیجیتال جدید شادتر خواهد کرد.

جالب اینجاس که این کارها از سری کارهاییه که سطح انتظار بالا می‌خواد و خیلی سخت تأمین می‌شه؛ کارهایی که لحظات پرمعنی و فعالیت‌های سخت زندگی ما رو می‌سازن. لحظاتی شامل درد، تلاش، خشم و ناامیدی که اگه باز هم به گذشته بازگردیم، همون‌ها رو انجام خواهیم داد. چرا اینطوریه؟

چون این فعالیت‌ها به ما اجازه می‌دن تبدیل به خود واقعی‌مون بشیم! پیگیری دائمی فرآیند تبدیل شدن خود ایده‌آل، به ما احساس شادی می‌ده، صرف نظر از احساسات سطحی یا مثبت‌اندیشی و منفی‌اندیشی. این دقیقا همون دلیلی هستش که باعث می‌شه بعضی‌ها وسط یه درگیری، شاد و تو خلال یه مراسم عروسی، غمگین باشن؛ دلیل اصلی اینکه چرا بعضی‌هاعاشق کار کردن هستن و بعضی‌ها از مهمونی متنفرن!

اگه دوباره به این فکر می‌کنی که چرا بعضی اوقات تلاش‌مون برای شاد بودن با شکست مواجه می‌شه، شاید چنین دلیلی وجود داشته باشه، شاید تو هیچ کدوم از اون لحظات خود واقعی‌مون نبودیم.

شاید طی این مسیر هیچ‌گاه به موقعیتی که دوست داری، نرسی اما مطمئن باش که در تمام طول مسیر شاد خواهی بود. مهم نیست که کجای زندگی هستی، مهم اینه که به شادی بیشتری نیاز داری.

شاید یکی از دلایلی که خود واقعی و ایده‌آل‌مون  همیشه سه پله جلوتره همین باشه. شاید نیازی نیست بهش برسیم، شاید فقط باید برای رسیدن به اون تلاش کنیم، اون رو ارتقا بدیم و تو راه رسیدن بهش شاد باشیم.

تو کامنت بنویس به نظر تو شادی چیست و چی نیست؟

Leave a Comment